مهندسان هخامنشی دو هزار و 500 سال پيش برای
جلوگیری از ريزش سازههای مجموعه پاسارگاد كه در منطقه زلزله خيز ساخته
شدهاند، از روش ابتکاری در پی به صورت «پی دو پوشه» استفاده كردهاند كه
امروز در ساخت پی نيروگاههای هستهای و سازههای حساس به كار گرفته میشود.
روش پی دو پوشه، تكنيكی در مهندسی سازه و زلزله است كه كارشناسان قبل از
ساخت سازه، از دو پی روی هم استفاده میكنند. پی اول به صورت ثابت است و پی
دوم روی پی اول ساخته شده و دارای قابليت ارتعاش است. استفاده از این روش
باعث میشود كه مقاومت سازهها تا بيش از هفت ریشتر بالا برود و در هنگام
زلزله با حرکت سازهها در قسمت پی، ضربه زلزله گرفته شود و سازه آسیب
نبیند. از این روش هم اکنون در ساخت سازههای حساس در كشورهای زلزله خيز
از جمله ژاپن استفاده می شود.
«عبدالعظیم شاهكرمی»، متخصص سازه و مسئول
بررسی های مهندسی پاسارگاد، در مورد استفاده از روش پی دو پوشه گفت:
«بررسیها روی سازههای پاسارگاد نشان میدهد كه مهندسان هخامنشی دو هزار و
پانصد سال پيش در زير سازههای این مجموعه دو پی میساختهاند تا بتوانند
ضربه های ناشی از زلزله و لغزش را بگیرند و سازهها در هنگام زلزله در اين
منطقه زلزله خیز آسيبی نبینند.» وی با اشاره به اینکه استفاده از اين روش
ابتکاری كه هم اکنون آخرین تكنيك مقاومسازی سازهها است در دو هزار و
پانصد سال پيش نشان دهنده شناخت کامل مهندسی سازه است. بررسی های انجام
شده در سازههای پاسارگاد نشان ميدهد كه مهندسان هخامنشی علاوه بر استفاده
از پی دو پوش با توجه به سست بودن خاك منطقه و سنگینی سازهها، پی اين
مجموعه را در عمق زیاد و سطح گستردهتری ساختهاند. شاه كرمی در مورد علت
استفاده از اين تكنيك گفت: «ایجاد پیسازههای اين مجموعه در عمق زیاد و
گستردگی بیشتر نسبت به سطح سازهها مانع اختلاف نشست و جلوگیری از ترك
خوردگی و فرسایش سازهها میشود.» به گفته شاهكرمی با توجه به استفاده از
روش پی دو پوشه، گسترده و پی عمیق در اين مجموعه مهندسان هخامنشی دو مشكل
اختلاف نشست و زلزله در اين منطقه را حل كردهاند. محوطه باستانی پاسارگاد
نخستین پایتخت دولت هخامنشیان است كه دو هزار و پانصد سال پيش به دستور
کوروش هخامنشی ساخته شده است. در اين مجموعه كه در فهرست میراث جهانی به
ثبت رسیده است آثاری نظیر مقبره کوروش، کاخ اختصاصی و مجموعههای دیگر وجود
دارد. پاسارگاد در استان فارس جای گرفته است.
اوستا، کتاب مقدس پارسیان
اوستا کهن ترین نوشته ایرانیان و کتاب دینی
زرتشتیان است. بخش های گوناگون این کتاب طی صدها سال تدوین شده است. کتاب
اوستا در روزگار باستان دارای ۸۱۵ فصل در بیست و یک کتاب بوده است. آن گونه
که در روایات اسلامی آمده اوستا بر روی ۱2,000 پوست گاو نوشته شده بود که
اسکندر رومی بخش علمی آن را به یونانی ترجمه کرد و بقیه را پراکنده و
سوزاند. نخستین کسی که به جمع آوری اوستا اقدام کرد «بلاش» یکی از پادشاهان
اشکانی بود سپس در دوره ساسانیان، اردشیر بابکان به توسط «تنسر» و بعد از
او پسر اردشیر (شاپور اول) به جمعآوری و تدوین اوستا پرداختند. در زمان
شاپور دوم «آذر باد مهرپسندان» اوستا را بررسی و در زمان انوشیروان به
دستور او این کتاب بازبینی شد. البته از مجموع روایات زردشتی چنین برمیآید
که گردآوری و نقل اوستا همواره به صورت شفاهی و سینه به سینه بود تا آن که
در قرن4میلادی، در زمان شاپور دوم، آن را با الفبایی به نام «خط زبوری»
نوشتند. قدیمیترین بخش اوستا «گاهان» نامیده میشود و گفته میشود بخشی از
آن، سرودههایی است که به زرتشت الهام شده و بر زبان وی جاری شده است.
آگاهی ایرانیان باستان از گرد بودن زمین
گردش زمين به دور خورشيد و كروی بودن آن، اگر
چه امروز موضوعی شناخته شدهاست و همگان به آن باور دارند، اما تا چند صد
سال پيش از نظر اروپاييان يك موضوع ناشناخته بود و آنها زمين را ثابت می
پنداشتند كه این خورشيد است که میگردد. آنان به دليل ناآشنا بودن با
كتابها و منابع دينی و علمی ديگر نقاط جهان فكر میكردند كه زمین مسطح
است. برای نخستين بار گاليله توانسته است اين موضوع را كشفكند و اين
اشتباه را برطرف سازد. در حالی كه چند هزار سال پيش از آن در اوستا به اين
موضوع اشاره شدهاست. در اوستا چندين بار از گرد بودن زمين و گردش آن
گفتوگو شده و آن را با كلمه «سكارنا» به معنی گرد و گردنده و گوی مانند
بودن بيان داشتهاست. همچنين در «آبانيشت» قطعه 38 آمدهاست كه: «نريمان
گرشاسب آرزو كرد كه در روی اين زمين فراخ و گرد و گردنده دور كرانه بتازد و
بر دشمن چيره شود» جالب است بدانید ایرانیان مدارهای نیمروزی (نصف
النهار) به دور زمین طراحی نموده بودند و مرکز شروع آن شهر«نیمروز» ( که
اکنون یکی از شهرهای افغانستان است) بود که امروز استعمارگران غربی به جای
شهر نیمروز از گرینویچ به عنوان مرجع زمان یاد می کنند.
کوروش در تورات
یهودیان در زمان ظهور کوروش دوران اسارت را
در بابل می گذراندند. عده ای از یهودیان که پایبند دین و مذهب خود بودند،
از اقامت در بابل که بت پرستی و فساد رواج زیادی داشت، رنج می بردند. در آن
زمان پیامبران بنی اسرائیل پیشگویی کرده و مژده می دادند که به زودی
خداوند شخصی را برای نجات یهودیان برمی انگیزد. پیشگویی های آن ها در آخرین
سال های اقامت یهودیان در بابل با مشاهده ی وضعیت نامساعد این سرزمین
بیشتر شد. یهودیان از پیشروی های ایرانیان آگاه شدند و با توجه به سیاست
مدبرانه کوروش بود که پیامبران بنی اسرائیل پیشگویی هایی نمودند که به زودی
به حقیقت پیوست. یکی از این پیامبران «اشعیا» بود.با توجه به کتاب اشعیا
درباره ی ظهور کوروش و نجات بنی اسرائیل مشخص می شود که یهودیان کوروش را
مسیح نجات بخش و در حقیقت شخص برانگیخته شده از سوی یهوه، خدای اسرائیل، می
دانستند. مسلما خدمات کوروش در حق این قوم و اظهار محبت نسبت به ایشان
باعث شد یهودیان او را مسیح خداوند تلقی کنند و ظهور او را به خواست خدا
برای رهایی بنی اسرائیل از آوارگی و پراکندگی و همچنین بازسازی پرستشگاه
اورشلیم بدانند. بعضی از محققین و مورخین کمک و خدمات کوروش را به یهودیان
طور دیگر تعبیر نموده اند و به آن جنبه ی مذهبی و سیاسی داده اند اما لازم
به یادآوری است که کوروش به فضیلت انسانی ارج می نهاد، بدون این که توجهی
به اعتقادات و مذهب افراد بکند. او هر شهری را که تصرف می کرد، به اعتقادات
مردم آن شهر احترام می گذاشت و علاوه بر این که به مردم شهر آسیبی نمی
رسانید، به آن ها کمک نیز می کرد.
کوروش کبیر در قرآن
کلمه ذوالقرنین نام شخصی است که در قرآن و در
سوره کهف از آیه 83 تا 110 نام برده شده است . ذوالقرنین به معنای دو قرن
است که برخی معتقدند که این نامگذاری به دلیل آن است که به شرق و غرب عالم
رسیده است.عرب از آن به دو شاخ آفتاب تعبیر نموده است و بعضی میگویند که
در دو طرف سر وی برآمدگی مخصوصی بوده و سر انجام عده ای بر این عقیده اند
که تاج مخصوص او دارای دو شاخک بوده است. اما قرآن ذوالقرنین را شخصی
نامیده است که بنا بر درخواست قومی سدی ازآهن و مس جهت جلوگیری از هجوم
بیگانگان برای آنان میسازد. به طور کلی سه نظریه در مورد این شخص وجود
دارد.در نظر اول عده ای اعتقاد دارند که وی اسکندر مقدونی است و وی را
اسکندر ذوالقرنین مینامند. این نظریه را ابو علی سینا در کتاب "دار
الشفاء"خود بیان نموده است.دومین نظریه مربوط میشود به ابن هشام در
کتاب"تاریخ سیره" و ابوریحان بیرونی در" الاثار الباقیه" که این دو نفر
ذوالقرنین را از پادشاهان یمن میدانستند. در نهایت سومین و معتبرترین نظریه
مربوط میشود به ابوالکلام آزاد،وزیر فرهنگ معاصر هند در کتاب "ذوالقرنین"
که این شخص را کورش کبیر پادشاه ایران نامیده است.اکنون می توان گفت همه
کارشناسان و مورخان اطمینان دارند که ذوالقرنین همان کوروش است. برخی با
غرض یا به اشتباه اسکندر را ذوالقرنین می دانند اما این معنی با کلام
قرآن سازش ندارد. چون نخست قرآن می گوید ذوالقرنین مؤمن به خدا و
روز قیامت بوده است و دین او دین توحید بوده است؛ ولی ما میدانیم
كه إسكندر مشرك بوده و در تاریخ آمده است كه ذبیحه خود را برای
ستاره مشتری ذبح نموده است و دوم قرآن ذوالقرنین را مرد صالح از
عباد خدا و صاحب عدل و رفق میشمارد؛ و تاریخ برای إسكندر خلاف آنرا
بیان میكند. به هر حال از ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی دادگستر و
بشردوست یاد شده است ودر تمام نوشته هایی که از زمان باستان چه در کتابهای
دینی چه کتابهای غیر دینی آمده کوروش را فردی دادگستر و بشر دوست و کسی که
اولین بیانیه حقوق بشر را اجرا کرده است و کتیبه اش هنوز موجود می باشد ،
ذکر شده است. دوتا از فروع دین اسلام تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن
دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است چون کوروش بزرگ فردی بود که احکام
خدا را در زمین جاری می کرد و در واقع نماینده خدا در زمین بود باید مورد
احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم و نگذاریم آرامگاهش از بین
برود و یا به او بی توجهی و توهین شود.
چرا داستان ذو القرنين در قرآن آمده است؟
سبب نزول سوره كهف اين بود كه قريش سه نفر را
به قبيله نجران فرستادند تا از يهوديان آن ديار مسائلى را بياموزند و با
آن رسول خدا(ص)را بيازمايند. اين سه نفر به سوى نجران حركت كرده و جريان را
با علماى يهود در ميان گذاشتند. يهوديان گفتند: سه مساله از او بپرسيد،
اگر آن طور كه ما مىدانيم پاسخ داد، ادعايش درست است. آنگاه از يك مساله
ديگر بپرسيد، اگر گفت مىدانم، بدانيد كه دروغگو است. گفتند: آن مسائل
چيست؟ جواب دادند كه از او از احوال جوانانى بپرسيد كه در قديم الايام
بودند و از ميان مردم خود بيرون شده و غايب گشتند و در غيبتگاه خود
خوابيدند. از او بپرسيد چقدر خوابيدند؟ نفراتشان چند بود؟ چه چيز از غير
جنس خود همراهشان بود؟ و داستانشان چه بود؟ مطلب دوم اينكه از او بپرسيد
داستان موسى كه خدايش دستور داد از يك عالم پيروى كن و از او تعلم گير چه
بود؟ آن عالم كه بود؟ موسى چگونه از او پيروى كرد؟ و سرگذشت موسى با او چه
بود؟
سوم اينكه از او از سرگذشت شخصى بپرسيد كه ميان مشرق و مغرب عالم گرديد
تا به سد ياجوج و ماجوج رسيد; او كه بوده؟ و داستانش چگونه بوده است؟
يهوديان پس از عرضه اين مسائل جواب آنها را نيز به فرستادگان قريش دادند و
گفتند: اگر اين طور كه ما شرح داديم جواب داد، صادق است، وگرنه دروغ
مىگويد. فرستادگان قريش پرسيدند: آن يك سؤال ديگر كه گفتيد چيست؟ گفتند:
از او بپرسيد كه قيامت چه وقتبهپا مىشود؟ اگر ادعا كرد كه من مىدانم
قيامت چه موقع بهپا مىشود، دروغگو است، ولى اگر گفت جز خدا كسى تاريخ آن
را نمىداند، راستگو است. فرستادگان قريش به مكه برگشتند، نزد ابوطالب جمع
شدند و گفتند: پسر برادرت ادعا مىكند كه اخبار آسمانها برايش مىآيد، ما
از او چند پرسش مىكنيم، اگر جواب داد، مىدانيم كه راستگو است، وگرنه
مىفهميم كه دروغ مىگويد! ابوطالب گفت: هر چه دلتان مىخواهد بپرسيد!
آنها آن مسائل را مطرح كردند. رسول خدا(ص)فرمود: فردا جوابهايش را
مىدهم; اما در وعدهاى كه داد «انشاءالله»نگفت. به همين جهت، چهل روز
وحى از او قطع شد تا آنجا كه رسول خدا(ص)غمگين گرديد و بعضى از ياران ایشان
كه به وى ايمان آورده بودند به شك افتادند، و قريش شادمان شده و به
استهزاء و آزار ايشان پرداختند; ابوطالب نيز سخت در اندوه شد. پس از چهل
شبانهروز، سوره كهف بر پيامبر نازل شد. رسول(ص) از جبرئيل سبب تاخير را
پرسيد؟ جبرئيل گفت:ماقادرنيستيمازپيشخود نازل شويم جز به اذن خدا.
منشور حقوق بشر کوروش کبیر
در سال 1258 خورشیدی به دنبال كاوش های
گروه انگلیسی در معبدی بزرگ در شهر باستانی بـابل در بینالنهرین
استوانهای از گل پخته بدست باستانشناسان پیدا شد كه متسفانه امروزه در
موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری میشود. بررسیهای نخستین نشان میداد
كه گرداگرد این استوانه گلین را نوشتههایی به خط و زبان بابلی نو در
برگرفته است كه گمان میرفت نبشتهای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد.
اما بررسیهای بیشتری که با ترجمه کردن آن انجام شد، نشان داد كه این نبشته
در سال 538 پیش از میلاد به فرمان كورش بزرگ هخامنشی و به هنگام ورود به
شهر بابل نوشته شده است. استوانه كورش آسیبهایی جدی به خود دیده است.
بسیاری از سطرهای آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل
خواندن نیستند. نبشتههای بخشهای آسیبدیده را تنها با توجه به اندازه
فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن میتوان تا حدودی بازسازی كرد كه
در این بازسازی نیز، بیگمان احتمال اشتباههایی وجود دارد. بدین لحاظ و
نیز به دلیل این كه در خواندن و ترجمه نبشتههای بابلی، هنوز نیز اتفاق نظر
وجود ندارد. در دانشگاهی كتیبه كوچك و آسیبدیدهای نگهداری میشود كه
«ریشارد برگر» در سال 1975آنرا بخشی گمشده از استوانه كورش دانست. این بخش
توسط او به كتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر پایانی فعلی آنرا تشكیل
میدهد (سطرهای 37 تا 45)فرمان كورش بزرگ از زمان پیدایش تا به امروز بارها
ترجمه و ویرایش و پژوهش شده است.ترجمه و انتــشار فرمــان كــورش پــرده
از نادانــستههای بســیار برداشت و خیلی زود به عنوان «منشورآزادی» و
«نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوق
دانان كشورهای گوناگون جهان در سال 1348 خورشیدی با گردهمایی در كنار
آرامگاه كورش در پاسارگاد، از او بنام نخستین بنیادگذار حقوق بشر جهان یاد
كردند و او را ستودند. حقوقی كه انسانِ امروز پس از دوهزاروپانصد سال در
اندیشه ایجاد و فراهمسازی آن افتاده است و آرزوی گسترش آنرا در سر می
پروراند. کوروش پس از تسخیر بابل، در بابل تاجگذاری کرد و اعلام عفو
عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم بینالنهرین،
مردوک که کهنترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و
سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به
مال و جان بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده
بودند گرد هم آورد و منزلگاه آن ها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین
قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح
وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانهای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ
بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار گرفت.
داریوش بزرگ و حفر کانال سوئز
سرزمین مصر در525 سال پیش از میلاد به تصرف
کمبوجیه ، پسر و جانشین کوروش کبیر در آمد. با این که مصریان چندین بار
شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یک بار نیز برای زمان کوتاهی موفق
به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر
مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی
فراعنه بود. از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمانهای
بسیاری برجای مانده است که بیشترین آن ها از زمان داریوش است. این آثار، از
کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر حکایت می کنند.
داریوش بزرگ برای مصر همانند کوروش بود برای بابل. داریوش کارگران و بردگان
مصر را رهایی بخشید و و روش برجسته ی مدیریتی او بر پایه ی فرهنگ ایرانی
تا سده ها در مصر بر جای بود. سنگ نبشته ای که از کاهنان مصری بر جای
مانده، سند این گفتار است. یکی از مهمترین آثار بجای مانده از زمان داریوش
در مصر که بدست مهندسان ایرانی به پایان رسید، آبراهی است که رود نیل را
به دریای سرخ پیوند میدهد. داريوش بزرگ با توجه به اهميت راههای دریایی
به ويژه راه دريايی بين مصر و ايران در اواخر قرن ششم پيش از ميلاد دستور
داد کانالی بين دريای سرخ و دريای مديترانه از راه نيل ايجاد شود تا
كشتیهای ايرانی بهراحتی بتوانند از آن آبراه عبور كرده و در نتيجه راه
بسيار كوتاهی بين ايران و مصر از طريق دريا ايجاد گردد. نخستین بار یکی از
فرعون های مصر، سه هزار و هشتصد سال پیش می خواست چنین طرحی را به اجرا در
آورد. کار کندن این آبراه در روزگار رامسس، فرعون نامدار مصری، آغاز می شود
ولی به علت جنگ ها و ناامنی ها کار پیش نمی رود. ساخت چنین آبراهی یکی از
آرزوهای مردم مصر بود که رود نیل را که برایشان مقدس بود به دریاهای آزاد
پیوند بزنند تا بتوانند بازرگانی و رفت و آمد خود را تا به شمال و غرب
گسترش دهند. داریوش بزرگ به مناسبت افتتاح این راه آبی، با نوشتن چند کتیبه
به چگونگی کار خویش می پردازد. داریوش در یکی از این کتیبه ها پس از
شناساندن خود به نام پادشاه ایران، می گوید:«من مصر را گشودم. من دستور
دادم آبراهی از رودخانه ای که نیل نامیده می شود تا دریایی که از پارس آغاز
می شود، کنده شود. بنابراین زمانی که این آبراه، همان گونه که من دستور
داده بودم ساخته شد، کشتی ها از مصر به سوی پارس رفتند.» البته آبراه حفر
شده توسط داریوش با آبراهی که در سال ۱۸۶۹ میلادی حفر شد و اکنون به کانال
سوئز معروف است، اختلافهایی دارد. زیرا این دو کانال تا دریاچه تمساح با
یکدیگر یکی بودند و پس از آن آبراه داریوش به سمت غرب و رود نیل می رود ولی
کانال امروزی به سوی شمال می رود و به مدیترانه پایان می گیرد.
استفاده از عدد پی در ساخت تخت جمشید
مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی را دو
هزار و پانصد سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون
های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می
کردند. عدد پی در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد
از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین
کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای
شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر،
یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می
دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند. «عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و
مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره، گفت: «بررسی
های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و
اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و پانصد سال
پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و
مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی
کرده بودند.» دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد
که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند.
محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه
ساخت آنها، فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها
یاری می کرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور
بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند. هم اکنون دانشمندان در بزرگ
ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده
از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر
اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را
محاسبه کند، «غیاث الدین محمد کاشانی» بود. این دانشمند اسلامی عدد پی را
تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد. پس از او دانشمندانی به محاسبه دقیق تر این
عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته
به محاسبه این عدد می پردازند.شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش
های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی دیده می شود،
گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون
شناسایی راز عددپی و طرز استفاده از آن غیرممکن است.» داریوش هخامنشی بنیان
گذار تخت جمشید در سال521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و
تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند.
این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها، بخش های خدماتی و مسکونی، نظام
های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است. مجموعه تخت جمشید مهمترین
پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است.